نگاهی دیگر به رضا شاه

رضاشاه پهلوی به یقین از چهره های ماندگار در تاریخ ایران است. پایان دوران پادشاهی رضاشاه اینگونه بود که نیروهای ارتش انگلیس او را با زور اسلحه سوار بر کشتی کردند و به جزیره ای دور افتاده بردند. در کتابهای درسی تاریخ ایران، اشاره ای به این آدمربایی بزرگ نشده است، شاه قانونی کشور با زور اسحه از مملکت خارج شد. بعدها جسد رضاشاه به ایران منتقل شد اما در سال 1359 خورشیدی بدستور صادق خلخالی آرامگاه او بکلی ویران گردید.
قفقازستان برای درک شخصیت رضاشاه، مطلبی را از صفحه فیسبوک احمد فراستی برداشت و با ویرایش جزئی تقدیم مخاطبان خود می کند. احمد فراستی از رهبران عملیاتی اداره سوم ساواک بود. بدیهی است نشر این مطلب به معنای تائید کل محتوای آن نیست اما جای بسیار دارد که با نگرشهایی دیگر به این شخصیت بزرگ تاریخ ایران زمین آشنا شویم، ورای تبلیغات دستگاه رسانه ای حاکم و تفسیرهای رسانه های متعلق به آدمربایان جهانی.
رضاشاه را اگر با عرف امروز بسنجیم، دیکتاتور بود. اما برای درک این مرد باید به دو موضوع دقت کرد:
شرایط جهان در آن دوره!.
شرایط ایران در آن دوره!.
همدوره رضاشاه در شوروی، استالین بود که برای تثبیت قدرت خود بیست میلیون نفر را اعدام کرد. در همان دوره در کشور ترکیه چند میلیون ارمنی کشتار شدند. همزمان در ژاپن پانصدهزار دختر از منچوری ربوده شدند. در ده ها کشور دیگر نیز اوضاع بدتر از این بود. اگر اینها را بدانیم در آن شرایط رضاشاه را باید یکی از دموکرات‌ترین سران حکومتهای جهان وقت نامید که بدون کشتار مردم، بدون قتل عام و نسل کشی، به قدرت رسید!
رضاشاه زمانی به قدرت رسید که ايران از لحاظ اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیت ملی در قهقرا به سر می‌برد. وی زمانی شاه شد که یک سوم از جمعیت کشور در ماجرای قحطی بزرگ (1917-1921)، از گرسنگی مرده بودند. همچنین کشور هیچ درآمدی از نفت و گاز و منابع معدنی نداشت. مملکت فاقد ارتش، پلیس و هر ارگان حکومتی و نظامی بود. نیروهای تجزیه‌طلب از خراسان تا گیلان، از آذربایجان تا کردستان و از خوزستان تا بلوچستان با تمام قدرت داعیه جدایی سر داده بودند.
اگر او با خشونت این گروها را سرکوب نمی‌کرد، ایرانِ فعلی شامل کشورهای جمهوری سوسیالیستی گیلان، جمهوری دموکرات کردستان، آذربایجان، عربستان (خوزستان) و… می‌شد.
به تمام این موارد ملی، اضافه کنید:
بنیان‌گذاری دانشگاه تهران،
تهیه و تصویب نخستین قانون مدنی ایران،
بنیان‌گذاری ثبت اسناد و ثبت احوال و اجباری کردن صدور شناسنامه،
لغو کاپیتولاسیون دوره قاجار برای انگلیس و روسیه،
ملی‌کردن جنگل‌ها و مراتع ایران،
براندازی سیستم خان‌سالاری و تعطیل کردن حرم سرای قجری،
متحدکردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران،
بنیان‌گذاری سیستم بانکی کشور،
بنيان گذاري سيستم خدمات درماني و بهداشتي
بنیان‌گذاری سیستم بیمه در ایران،
ساخت راه‌آهن سراسری،
تغییر تقویم رسمی از تقویم قمری به خورشیدی،
و ده‌ها اصلاحات و اقدامات ملی دیگر که باید توجه داشت، با توجه به جو سنتی و مخالفتهای جامعه مذهبی ایران در آن دوره، هرکدام از این اقدامات در نوع خود یک معجزه بود.
رضاشاه تنها یکبار تاج گذاری کرد و دیگر هرگز نه تاج نهاد و نه برتخت نشست. وی اولین حاکم ایران پس از اسلام بود که حرم سرا نداشت و در اولین روز سلطنتش حرم سرای بزرگ قاجاری را با ده‌ها زن و دختر تعطیل کرد. در حالی که میتوانست از خزانه مملکت به عیش و نوش بپردازد اما این کار را نکرد.
تنها یک سفر خارجه به ترکیه داشت و در تقریبا تمام دوران پادشاهی خود بجای استفاده از تاج و لباس شاهی، یونیفرم نظامی و خدمت بر تن کرد.

Advertisements

3 نظر برای “نگاهی دیگر به رضا شاه

  1. امیر علی

    اگر رضا شاه نبود انگلیسی ها ایران روتجزیه می کردند…رضاه شاه کبیر همیشه در یاد ایرانیان واقعی جاویدان است.

  2. علی

    اگر در روسیه انقلاب اکتبر 1917 اتفاق نمی افتاد و روسیه و بریتانیا همانند قبل متحد باقی می ماندند و انگلیسی ها نیازی به روی کار آوردن رضاخان نمی دیدند. انقلاب بلشویکی بود که انگلیسی ها را مجبور کرد در ایران یک دولت مقتدر سرکار بیاورند و جلو تجزیه ایران به کشورهایی که پتانسیل کمونیستی شدن و پیوستن به اردوگاه شرق را داشتند، بگیرند . تمام اصلاحاتی هم که رضاخانی می نامیم در واقع دیکته و خواست انگلیسی ها بود تا هم نارضایتی عمومی را کاهش داده و از یک انقلاب احتمالی جلوگیری کند و هم دولت مرکزی را در امر سرکوب شورش ها و یا جنگ با روسیه قوی تر کند. بریتانیا همین اصلاحات را در افغانستان هم انجام داد و همچنین با دشمن خود آتاترک مدارا کرد تا بیش از پیش به طرف انقلابیون روس مایل نگردد تا کل این پروژه به پیمان سعد آباد و بعدها با حضور پاکستان به پیمان سنتو منجر شود. رضا خان برای این که از شر دستورات و اصلاحات انگلیسی ها خلاص شود به آلمان پناه برد و دولت بریتانیا فهمید که دیگر عمر او به عنوان یک خادم به پایان رسیده و چنان که او را آورده بود آنچنان نیز برداشت.

نظر بدهید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s